سید محمد باقر شفتی

سکونت در مدرسه چهار باغ

مرحوم سید حجت الاسلام در بدو  ورود به اصفهان در مدرسه سلطانی معروف به مدرسه چهار باغ حجره گرفته و بتدریس شروع نمود.

بیان شیوا و اطلاعات و معلومات کامل و وافر و حسن معاشرت موجب گردید که طلاب و دانشجویان پروانه وار گرد شمع وجودش جمع شدند.

اکنون متولی مدرسه نامبرده با حریفی جوان و عالمتر از خود روبرو شده و دیگر طالبین علم به درس او کمتر حاضر می شوند و قلباً از این موضوع نگران و ناراضی شد.چون مرحوم حجت الاسلام نگرانی و نارضایتی او را احساس فرمود، بدون اظهار هیچگونه عکس العملی خود به اختیار و از روی میل از مدرسه خارج گردید ، و ظاهراً بطوریکه برخی از مطلعین اظهار می داشتند ابتدا در مدرسه شفیعیه واقع در محله در دشت و بعداً به مدرسه میرزا حسین واقع در بازار بیدآباد منتقل گردید .

ایثار

مرحوم تنکابنی در کتاب قصص العلماء(ص 140) دربیان وضعیت مالی سید عنوان می کند:« زمانی که در اصفهان وارد شدجز یک مندیل که سفره ی نان خوری باشد و کتاب و مدارک چیزی دیگر نداشت.»

ودر جای دیگری به نقل از پدر خود می نویسد :« حجت الاسلام شبی از من وعده خواست به منزل او رفتم بعد از اینکه مدتی از شب رفته بود سفره ی نان خود را حاضر ساخت و در آن پاره ای نان خشک که از مال چند روز مانده بود ،پس من و او از آن قطعات نان خشک آن شب را تعشی کردیم».

از قول مرحوم سید حجت الاسلام نقل شده است که فرمودند:

در اواخر دوران فقر و ناداری روزی قلیل وجهی رسید به بازار رفته و خواستم غذائی جهت خود و خانواده ام تهیه کنم، از قصاب جگربندی بعلت ارزانی آن خریدم و به سمت منزل روانه شدم در بین راه خرابه ای بنظرم آمد در آنجا نگاه کرده سگی ماده و جندین توله سگ دیدم که دور مادر جمع شده بودند ، ماده سگ ضعیف و در پستانهایش شیر نبود و بچه های او چون در پستان مادرشان شبیر نبود مرتب زوزه می کشیدند ، من بر حالت آن سگ و بچه هلیش رقت آوردم و آنها را بر خود و عیالم مقدم دانستم ،جگربند را نزد آنها انداخته آن حیوانات بی چاره و گرسنه یک باره برآن حمله آورده و بیک آن آن را خوردند ، من ایستاده و تماشا می کردم پس از آنکه از خوردن فارغ شدند ماده سگ سربر آسمان بلند کرده گویا دعا می کرد.

مرحوم سیدحجت الاسلام فرموده بودندکه پس از آن روز درهای روزی بر من گشاده شد و دولت و مکنت و ثروت روی بمن آورد و هر روز در تزاید بود.

 علل و موجبات پسشرفت

علل و موجبات  ظاهری ترقی وپیشرفت سید حجت الاسلام را می توان پس از اراده حضرت احدیت جل و علا در این چند موضوع خلاصه کرد:

 1- شخصیت بارز و علم وافر و زهد کامل و قلب مطمئن و تصلب به امر دین و امر به معروف و نهی از منکر که دراین راه از هیچ چیز نمی هراسید و به کمال قدرت و شهامت در برابر منهیات از هرکس به هر نوع سر می زد ایستادگی و دفع می فرمود.

2- ترویج و تقویت علماء و مجتهدین معروف زمان از ایشان از آن جمله:

الف) میرزای قمی(شفتی)

مرحوم تنکابنی در قصص العلماء (ص143) می نویسد : موقعیکه فتح علیشاه در طهران مسجد شاه را بنا کرد نامه ای به مرحوم میرزای قمی نوشت و از ایشان در خواست کرد که عالمی را که شایسته باشد معرفی کنند که امامت مسجد مزبور را نموده و خود شاه نیز گاهی به جماعتش حاضر شود. مرحوم میرزا در جواب نوشتند که :

آقا سید محمدباقر شفتی اکنون در اصفهان ساکن است و او قابل است و من بهتر از او نشان ندارم . بیان المفاخر112-113  

ب) آقا سیدمحمد مجاهد

ج)حاج علی نوری از اجلای حکماء متألهین و استاد جمعی کثیر از بزرگان اهل علم و دانشدر عموم شهرهای ایران بخصوص در اصفهان .

د) تقویت کردن حاجی کلباسی از ایشان و ارجاع مراجعین و مقلدین خود را به آن بزرگوار

مرحوم حاجی کلباسی بسیار محتاط بود و در این باره حکایات زیادی از احتیاط ایشان نقل می کنند بدین جهت و جهات دیگر بسیاری از مراجعین خود را در مسائل مورد اختلاف در بین فقهاء به ایشان احاله می نمود.

منبع: برگرفته از وبلاگ محمدرضاکاگر بصیر   http://kargarbasir.blogfa.com

  بازگشت به صفحه اصلی                

/ 0 نظر / 21 بازدید